![]() |
![]() |
|
| امشب تمام عاشقان را دست به سر کن ; یک امشبی با من بمان با من سحر کن |
|
مطمئن باش و برو وچه زشت، به من و سادگیم خندیدی و به یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال توبود |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 10:52 PM توسط غزل |
|
|
من ازین پس به همه عشق جهان میخندم
به هوس بازی این بی خبران میخندم
هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم خنده من از گریه غمگین تر است کارم از گریه گذشته است به آن میخندم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 5:45 AM توسط غزل |
|
|
من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو تنها تر از من می روی
آرزو دارم تو هم عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی این برخوردهای سرد را
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 5:40 AM توسط غزل |
|
|
زیبایی عشق به سکوته نه فریاد زیبایی عشق به تحمل نه خُرد شدن و فرو ریختن عشق خیالیه که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم شیرینشو از دست میده عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میزاره عشق سخن گفتن با نگاه عشق امید به رسیدن ترس از نرسیدن
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 5:35 AM توسط غزل |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
به نام خدا
سلام ضمن خوش آمدگویی به شما که از این وبلاگ دیدن میکنید . لازم است بدونید که کلیه مطالب این وبلاگ بیشتر بر اساس تجربیات و تفکرات و عقاید این حقیر نشئات گرفته و خوشحال میشم که در جهت تصحیح این مطالب عقاید،نظرات و پیشنهادات خود را در این وبلاگ مطرح کنید.امید است با ارائه نظراتون جهت بهبود این مطالب مرا یاری کنید. با سپاس فراوان غزل |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 اسفند 1387 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
|
RSS
|