تبليغاتX
//if IE4+ document.onselectstart=new Function ("return false") //if NS6 if (window.sidebar){ document.onmousedown=disableselect document.onclick=reEnable } عشق عاشق معشوق
امشب تمام عاشقان را دست به سر کن ; یک امشبی با من بمان با من سحر کن

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست؟

استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياوراما در هنگام

عبور از گندم زار، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي

بچيني

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.استاد پرسيد:چه آوردي؟ و

 شاگرد با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر

 ميديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم

استاد گفت: عشق يعني همين

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟

استاد به سخن آمد كه:به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش

 كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد كه شاگرد را

چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب

 كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم

استاد باز گفت:ازدواج هم يعني همين

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 12:33 PM  توسط غزل | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
به نام خدا
سلام
ضمن خوش آمدگویی به شما که از این وبلاگ دیدن میکنید . لازم است بدونید که کلیه مطالب این وبلاگ بیشتر بر اساس تجربیات و تفکرات و عقاید این حقیر نشئات گرفته و خوشحال میشم که در جهت تصحیح این مطالب عقاید،نظرات و پیشنهادات خود را در این وبلاگ مطرح کنید.امید است با ارائه نظراتون جهت بهبود این مطالب مرا یاری کنید.
با سپاس فراوان
غزل

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان